تبلیغات
مهریه - پاسگاه ودادگاه یگانه پناهگاه زن ایرانی - قسمت اول
مهریه
مهریه یعنی : مفت خوری – مرده خوری – حاضر خوری
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 1 آذر 1389

بر خیزید وروید از پی تابوت وكفن                  كز خون شده جون طبق ماه ایران

خونین شده صحرا وتل ودشت ودمن              كو همت وكو غیرت وكو ایمان ؟ ؟

 

بیش از سه دهه میگذرد  كه پر تلاش وبی وقفه  سعی در ساختن کشور و جامعه ای آرمانی ، مذهبی ، مدینه فاضله داریم . امید وسراب ، شعار ووعده ء داشتن  جامعه ای همجو آئینه بی غبار وبی زنگار ، جه خون ها كه دادیم ، جه جوان ها و جان ها ی با ارزش که فدا کردیم شهدای گرانقدر بسیار دادیم معلول وزخمی ، جانبازو اسیروگمنام  ، یتیم و بی سرپرست ، آواره و  بی خانمان و ... . جرا ؟

 

بخاطر اینكه  برخوردار ازجامعه ای پر از برادری و برابری ، صلح و صفا , عدل وداد ومساوات ، عشق و محبت , همه خوبی ونیكی , همه راستی و درستی و صداقت شویم ، یك مدینه فاضله ، حالا  جه شد ؟ جی عایدمان شد ؟ به جی  رسیدیم ؟  صفحات حوادث روزنامه ها ومجلات را بدقت بیشتر ورق بزنیداین صفحات از صفحه های است كه بی گمان بیشترین خواننده را بخود اختصاص داده است اما در میان انواع حوادث وبزه كاریها كه عمدتا شامل حال جوانان میشود خواندن اینكه :

 دختری در سنین نوجوانی با همدستی دوست پسرش خواهر وبرادر خود را كشت  وتصمیم داشت پدر ومادر خود را نیز از سر راه ازدواجش بردارد ... پسری پدرش را بخاطر عشق به معشوقه اش و مخالفت پدر با ازدواجش با تیشه ریشه كن كرد ... مردی 55 ساله بخاطر رابطه شیطانی همسر 15 ساله صیغه ایش  با پسرجوانی هردو را كشت ، قصابی كه گوشت سك والاغ را بنام گوشت گاو وگوسفند بخورد مردم میداد ومیفرخت ، زنی  متاهل دارای شوهر وبچه با همدستی معشوقه اش شوهرخود را در خواب خفه وجنازهء او را مثله ودر باغجه ء حیاط منزل مدفون كرد، حكم اعدام پایان ماجرای دوستی تلفنی  روزنامه خراسان سه شنبه 26 خرداد 1388 ،  ( از اسب وزن وشمشیر وفا كه دید ؟ )  و ... این حوادث روز افزون همه وهمه جنان نفرت آور،  جندش آور است كه آدمی را بفكر فرو میبرد ونگران  ومتاثر می كند آیا این وضعیت شایسته و در شان ما ملت هست ؟ جرا آنجیزی كه می بینیم آن جیزی نیست كه وعده ء داشتن  آنرا شنیدیم و میخواستیم ؟ 

 

 اگر از كنار دادگاه های خانواده وكلانتری ها رد شدید سری به داخل راهروهای شلوغ وپر ازدحامش بزنید   پای درد دل كسانی كه آنجا مراجعه كردند بنشینید ! شاید روزگاری من وهمسرم را یا امثال ما را بسیار دیده باشید كه در راهرو دادگاه عربده  كشان می گوید : بزور هم كه شده مهریه ام را از حلقومت بیرون میكشم ... مگه میزارم مهریه ام را بالا بكشی ؟ ؟ اگه خودت نداری مهریه بدی بابات كه داره بزور هم كه شده تا ریال آخرش رو از بابات می گیرم  . . . .چهارتا آپارتمان داره یكی اش رو بفروشه 150تاسكه مهریه ی  منو یك جا بده ... .  خربزه خوردی حالا پای لرزش هم بشین ... . میخواستی زن نگیری ... .كسی كه عرصه نداره مهریه بده غلط میكنه زن بگیره .... میخواستی  روز اول فكر این جا ها رو هم بكنی .... میخواستی چشای كورت رو باز كنی ... . زود اعتماد نكنی ... زود عاشق شیدام نشی  و ... .

به قبرستان گذر كردم كم وبیش                           بدیدم قبر ثروتمند ودرویش

نه درویش  بی كفن  مانده در خاك                         نه  ثروتمند برده یك كفن بیش

 

 شاید روز دیگری ، ماه  دیگری  ما را  دیده باشید كه می گویم : آخه زن ، عزیز من ، دلبر من بفهم ...  من زن وزندگیم رو دوست دارم ... عاشق زن و بچه و زندگیم هستم ... .  من دلم میخواهد زنم پاك ونجیب باشه یك دل ودودلبر نداشته باشه .. . .  روزا كه من نیستم بنام دیگری وشب ها بنام من نباشه   .. . میخوام روح وجسمت فقط مال خودم باشه ، مگه من حرف بی ربط میزنم ؟

 

به سینه دل  چه سود خواندن وعظ                        نرود میخ آهنین بر سنگ

 

 شاید او را دیده باشید که می گوید   : برو بابا ...همه رو برق میگیره ما رو چراغ موشی ... . تاكی میخوای اینجور قد وخشك ، متعصب وامل واز مردم بدور باشی ؟ مگه من آدم نیستم ؟ مگه من دل ندارم ؟ بخاطر جی یك عمر بسوزم وبسازم ؟ مگه من گلفت و كنیز و برده ء زر خریدت هستم كه از صبح تا شب مفت و مجانی بهت سرویس بدم ، بشورم ، بپزم ؟ من همینم كه هستم ، میخوای بخواه ، میخوای نخواه  . . . .  نه عوض میشم و نه بهتر میشم ... مهریه ام رو بده ولم كن . . . . راحتم کن  .. . . میخوام آزاد باشم ، راحت و بی جوش و غصه باشم ،  دیگه آقا بالا سر نداشته باشم ... میخوام فقط برای خودم زندگی كنم ... فقط مال خودم ودر اختیار خودم باشم ... با هر كه دلم خواست عشق كنم ، حال كنم .... ای بابا دس از سرم بردار دیگه !

 

 اگربازهم  مارا ندیده باشید شاید سال بعدش در شعبه ای دیگر دیده باشید ،  سالی یكبار با ترفند جدیدتر كه این بار بازبا ترفند و بهانه تازه تری به دادگاه آمده آنهم  زنی جوان  عینكی ،جاق وفربه وقد كوتاه كه به شوهر  جوان ولاغر اندام مقابلش میگوید : تا دویست سیصد هزارتومان پیاده وسر كیسه ات  نكنم دست از سرت برنمیدارم ...از وقتی تو زندگی تو آمدم همش گفتی كم بخور ، كم مصرف كن ،كم خرج كن ، قناعت كن ... همش نخورائی ... همش  گرسنگی  ... همش سختی و رنج .

آقا اینا آنقدر آمدند ورفتند وآنقدر واسطه فرستادند كه من گول خوردم باور كنید هزار تا هزار تا خواستگار دكتر ومهندس ، خوب وپولدار ولارج ، بهتر از این آقا داشتم ! ؟

 

گیرم كه خلق را بطریقی فریفتی                     با دست انتقام الهی جه میكنی ؟

 

 وزنی را كه متهم به قتل شوهرش با خوراندن قرص برنج است گریه كنان به افسر مقابلش می گوید : بخدا اشتباه كردم منو ببخشید ،یك فرصت دوباره بمن بدهید .

 

زن از پهلوی جپ شد آفریده                          كس از جب راستی هرگزندیده

 

ودر پاسگاه پلیس مردی با لباس های آشفته ومندرس كه به جرم سرقت بازداشت شده  می گوید : بخدا جناب سروان كل جیزهای كه من از منزل این آقا سرقت كردم همش همینه ، ول الله همش مواد غذائیه ، كه از تو فریزر منزل این آقا خالی  كردم خدا شاهده  8 سر عائله ء گرسنه دارم  به جان بجه هام قسم پنج ماهه كه حقوق معوقه ام را شركت پرداخت نكرده آدرس وتلفن میدم خودتان برؤید تحقیق كنید تا باورتان بشه ...  آه ... وای بر ما ... ما ملت را جه شده ؟  چرااینطور شدیم   ؟!

 

بنده یكی از جوان های نسل دیروز هستم كه بجای درس وتحصیل ، كسب ثروت یا مدرك جوانی وعمر گران بهای خود رادر راه فی سبیل الله  با شب زنده داری و مراسم دعا ی كمیل و ندبه و ...و شركت در گشت ها ، اردوها و فعالیت های  بسیج و همكاری با كمیته ء انقلاب اسلامی و سپاه  تباه كردم  و حالا بعداز گذشت چهل بهار از زندگیم محروم از همه جیز حتی از زن و زندگی ، شغل و در آمدی ،مستمری یا بیمه ای ،  امنیت و آرامشی ، خوشه و یارانه ای و .... بجرات مدعی هستم كه  با وجود گذشت  30 سال از حكومت اسلامی 30 سال تجربه 30 سال آزمون و خطاء  نه تنها مشكلات عدیدة ء جوانان و خانواده ها ، گرانی و تورم و بیكاری و ... . برطرف نشده بلكه بیشتر و اسفناك ترهم شده .

 

 در بحبوحه ء سال های اول انقلاب ادعا میشد  كه شاه بنیاد  خانواده  ها را در ایران سست كرده است  در حالیكه حالا پس از گذشت 30 سال از انقلاب بر خلاف سال های گذشته  امروزه طلاق رتبه اول جهانی را در ایران از آن خود كرده است چرا ؟  چرا با وجود پیاده شدن نظامی اسلامی  و مذهبی كانون خانواده ها  ، انسانیت و شرافت ، معرفت ومروت ، جوانمردی ،وفا داری و فداكاری ،  اخلاقیات و  اعتقادات مذهبی و ... .  مردم نه تنها بهتر و محكم تر نشده بلكه سست تر و بدتر  هم شده است ؟

به دلائل بسیار زیرا :

 1- زیرا امروزه جایگاه زن در خانواده های ایرانی به گونه ای ترسیم  شده است كه در صورت كوجكترین بی مهری ، كم لطفی ،سردی و بی اعتنائی ، بروز حادثه ، بحران و مشكلی و ... در زندگی  زن این اجازه ، فرصت و توانائی ،امتیاز و آزادی را یافته كه بلافاصله  با عذر و بهانه یا بی عذر و بهانه كفش وجادر كرده سریعا "  راهی پاسگاه و دادگاه شودو بر علیه مرد  دادخواست مطالبه مهریه و ... را مطرح كند

( آمار  زیاد مراجعه كنندكان زن به دادگاه ها خود دلیل این ادعاست )    وبا دست آویز قرار دادن مهریه ء خود ، نفقه ، نحله وبا حمایت همه جانبه ء ای كه از سوی دولت میشود قادر هست بر علیهء مرد به حق یا ناحق هر زمان كه اراده كند براحتی  اقدام به دعاوی حقوقی  نموده ، سریعا" حكم جلب  مرد  را اخذ نموده او را روانه ءبازداشتگاه و زندان  نماید

 

عمرت تا كه بخود پرستی گذرد                            یا در پی نیستی و هستی گذرد

 

چرا ؟ چونكه هیچ كدام هیچ  جائی را ، هیچ راه حلی را ، مركزی را جهت مشاوره ء رایگان ، استمداد و كمك گرفتن و رفع مشكلات خود جز پاسگاه و دادگاه نمی شناسند ، شاید اصلا جنین مراكزی جهت رسیدگی به مشكلات خانواده هاو جلوگیری از وقوع جدائی و طلاق ، جنگ و دشمنی تمام عیار  در ایران وجود ندارد ؟!  دادگاه برای زنان جوان فمنیسم ، متجدد و آزادیخواه امروزی تبدیل شده به اولین گزینه ، تنها ترین و یگانه ماوا ء و پناهگاه كه نه تنها در كوتاه ترین زمان ممكن مشكلات زن را برطرف میكند استقلال و آزادی رادوباره  به وی بر میگرداند بلكه منبع مالی همیشگی و تضمین شده و دائم العمری را نیزبرای زن تامین میكند ،  كیه كه از پول و ثروت مفت و باد آورده ی هنگفت بدش بیاد ؟

 

2- زیرا زیر پوسته ء بظاهر آرام این مملكت و جامعه  فقر و فساد و فحشاء  ، بی بند و باری جنسی ، قحطی وكمبود ، گرانی و تورم لجام گسیخته ، كلاهبرداری و رنگ كاری ، قتل و تجاوز، خودكشی و دیگر كشی ، ظلم وستم ، زور گوئی و قلدری ، تبعیض و احجاف  و ... . موج میزند  وغوغا و بیداد میكند و هر لحظه   جندین قربانی می گیرد و  این كشور و جامعه در مقام قیاس و مقایسه حداقل با همان كشورهای عربی كه بنده  آنجا بودم و دیدم هیچ به جامعه ای متمدن ، اسلامی و  مذهبی ، مردمی و دین مدار و سالم وبهنجار ، شاد و  شاداب  هیچ شبیه نیست ، در برخی از كشورهای اروپائی افراد وقتی به پوچی میرسند دست بخودكشی  و دیگر كشی ، طغیان میزنند اما در جامعه ء اسلامی ما بر خلاف تمامی جوامع افراد وقتی  بر اثر تنگناها و فشارهای مالی و اقتصادی  و خانوادگی ، بیكاری  و ... به ته خط و به مرز انفجار و بن بست میرسند دست به طغیان و عصیانگری یا بخودكشی میزنند(مردی كه زن صیغه ایش به وی خیانت كرده بود در زندان قبل از اعدام دست بخودكشی زد و ... ، سه جوان  كه با نیت شیطانی  تجاوز وارد منزل یك زن جوان در شهرك شهید رجائی مشهد شده بودند  پس از مقاومت شوهر زن برای دفاع از ناموس خود  وی را با ضربات چاقو  بقتل رساندند و .... روزنامه خراسان ) .

 

 3- زیرا  در جامعه ما اكثریت قشر و طبقه عظیمی از مردم مظلوم و بی كس ، بیدفاع و بی پشتیبان بحال خود رها شدند ، اسیر هزاران درد و نكبت و مشكل و معضل لاینحل شدند ،بهر دری خود را میزنند اما هیچ راه چاره ای برای رفع مشكلات خود نمی یابند .

 

4-  زیرا از در و پیكر جامعه عزا و ماتم ،  فقرو بیكاری ، فساد و فحشاء ، گرانی و تورم ، درد و رنج و نكبت و بلا میبارد و مردم در تنگنا ها وزیر بار  فشارهای متعدد زندگی روزمره ء خود گرفتار و غرق و خمیده شدند  و با هر فشار و سختی  كه بخاطر افزایش بی رویه ء قیمت ها  و گرانی و تورم لجام گسیخته و ... . به مردم وارد  میشود هركس سعی میكند  با وارد كردن  فشاری مضاعف تر بر دیگری  یا به ضعیف تر وبه پائین دست خود  از فشارها و سختی های  وارد ه  بخود بكاهد .

 

هدف نهائی همه مرم دنیا در نهایت رسیدن و دست یابی به رفاه و آسایش و آرامش هست  حال هر كسی به شیوه فهم و شعور  و توان خود به دنبال آنست ، گروهی از راه كسب علم دانش و خدمت به بشریت ، گروهی از راه كار و تلاش گروهی هم از راه میان بر و كوتاه ترین مسیر و  با تباه كردن  آتیه و سرنوشت دیگران ( بازدداشت متهم  احداث زیارتگاه های  امام زادگان قلابی و ساختگی در مشهد ، روزنامه خراسان 3تیر 1388 ،  كلاهبرداری زن جن گیر از زوج های مشكل دار، خیانت زن به شوهرش و مطالبه مهریه  به قتل و مرگ وی توسط شوهرش  منجر شد  و ... همه نمونه  های از این دست هستند )  

 دروغ گفتن و تقیه كردن و ... . امروزه امری واجب و اجتناب ناپذیر در زندگی شده و هركسی اعم از زن یا مرد سعی میكند  با دور زدن دیگری ، دروغ و ریا ء و نیرنگ وبا زدن یك ضربه ، پشت پا و ضد حال ، تقلب و رنگ كاری دیگران ،  زبل بازی و تیز بازی ، زرنگی و زیركی ، ظلم وستم ، زور و قلدری و . . .   از قبل دیگری سود و منفعتی بنام  ها و عناوین مختلف شرع و عرف ، دین و  قانون ،مهریه یا نحله ، كمیسیون وبهره و .. .  . عاید و نصیب خود كند و گلیم خود رااز آب بیرون كشد  و همه ء این درد و نكبت ، رنج و بدبختی  ، دائما" عزا وماتم ومشكلات مردم ، سختی معیشت ، پریشانی و بیماری ،افسردگی و پژمردگی ،  ضعف اعصاب مردم  و ... . فقط متوجه دولت و دولتمردان هست ( مسئولیت بیكاری گرانی وتورم و عدم امنیت اجتماعی مستقیما متوجه دولت ومجلس است روزنامه ء كیهان 15 اردیبهشت 1381ص 14)

 

5- زیرانسبت به  درد و رنج ،  سرنوشت وحال و روز ملت خود بی توجه و بی اعتنا ء شدند زیرا رفتار و عملكرد های آنان در تمامی  ابعاد و زمینه ها اشتباه وناقص ،  معیوب و ناكار آمد  بوده زیرا  بجای اندیشیدن  به رفاه و آسایش ، شادی و نشاط ، راحتی و سعادت  ملت ایران فقط  به رفاه  و راحتی و سرافرازی خود و اطرافیان خود و  اعراب می اندیشند زیرا بجای آنكه در خدمت تامین مصالح و منافع ، آسایش و آرامش ، سعادت و امنیت ، رفاه و راحتی زندگی ملت ایران باشند همه دربست در خدمت تامین منافع ورفاه و  راحتی ، اعراب و كشورهای  عربی جون عراق – سوریه و لبنان و فلسطین  قرار گرفته اند .

 

شما در این رابطه چه تجربیاتی دارید و جه می اندیشید ؟

مشتاقانه منتظر ارسال و دریافت خاطرات – زندگینامه ها – تجربیات  و مقالات – نظرات و  دیدگاه های شما در این رابطه به آدرس ایمیل زیل هستم .

E - mail:mehreh@rocket mail.com

 

مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن         که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست

‹‹ زنده یاد حافظ  ››

 

مهدی سابقی فر

یک پدر و یکی از هزاران قربانی مهریه

آذر ماه  سال 1389- ایران

مملکت  به اصطلاح امام زمان , مدینه فاضله , قبله گاه اول مسلمین جهان ایران

ایران مترقی و متمدن و مردم سالار !!! !

 



ارسال توسط مهدی سابقی فر
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin