تبلیغات
مهریه - بابا گناه من تكلیف من چیست ؟
مهریه
مهریه یعنی : مفت خوری – مرده خوری – حاضر خوری
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 2 آبان 1389

بابا گناه من ، تكلیف من جیست ؟

 

دركف مردانگی شمشیر حق میباید گرفت     حق خود را از دهان شیر میباید گرفت

 

من به جرات معتقدم  و میگویم که اگر در جامعه و خانواده ای بچه هائی  همگی به سر و سامان رسیدند و به جایگاه والا و ارزشمندی در اجتماع رسیدند و توانستند نظر تحسین آمیز دیگران را بخود جلب کنند بدون  هیج شک و تردیدی مطمئن  باشید  که پشت سر این بچه ها پدر و مادری فهیم وهوشمند ، صبور ،  عاشق و  یک رنگ , و فادار بهم و ایثار گر یعنی خانواده ای محکم و ریشه دار ی قرار داشته  که در طوفان های مختلف  روزگار هیچ کدام جا خالی نکرده و از میدان بدر نرفته  و مانع از انحراف و تباهی ، بزمین افتادن و شکستن و بخاک غلتیدن  فرزندان خود شده اند وقطعا " اگر زهره همسر من در كانون خانواده ای سالم تربیت شده بود نه درمحیطی آلوده بفساد ، دائما " جلوس و مجالس زن ومرد مختلط ، فیلم های سكس و  مبتذل ،  دو برادر معتاد به مواد مخدر وبیكار  واگر در دوران  کودکی و نوجوانی  به دلیل تعدد  وکثرت اولاد و نبود و عدم حضور پدر و مادرش در خانه بخاطر  کارگری و تامین معاش فرزندان خود با انواع احساس کمبودها  و محرومیت ها و ناکامی ها -  فقر مالی – فرهنگی , روحی و عاطفی و .... مواجه نشده بود  ,اگر  پدر و مادر پیرو مسن او  شیفته و فریفته ء زندگی تجملاتی خانواده ام ، ظاهر و زرق و برق زندگی پدرم نشده بودند ، اگر از والدینش خیر و مهر ومحبت  دیده بود  واز مهر آنان درست سیراب و اشباح و ارضاء شده بود هیچ گاه  نمی گفت :  مگه من از پدر و مادرم جه خیری دیدم كه حالا از بجه ام ببینم ؟  مگه من جه تاجی به سر پدر و مادرم زدم كه حالا بجه ام بخواد بسر من بزنه ؟ خودم  از بچه ام واجب ترم ، مهمترم ،  چرا بخاطر بچه یك عمر بسوزم و بسازم ؟  اگر بخاطر مشكلات معیشتی او را درسن پائین و زود هنگام  كه وقت عروسك بازی و درس و مشق نوشتن وی بود نه  شوهر داری و مادر شدن از پشت میز و نیمكت مدرسه بیرون نكشیده بودند و بزور و اصرار سر سفره ء عقد ننشانده بودند ،   حالا از جنین روحیه ای جنگندگی و متهورانه – ستیزه جویانه و  کینه توزانه – تجمل گرایانه – تاجر مابانه و جاه طلبانه ،  عقده ها و کینه های وخیم وبد خیم کهنه و فرو خورده  برخوردار نمیشد  و چشم ودل سیر می بود  و با ترک فرزند و شوهر چشم طمع به مال و ثروت و چهار دستگاه آپارتمان پدرم نمی دوخت ، بمنظور گرفتن مهریه از یقه ء من و پدرم آویزان نمیشد  و به همان زندگی ساکت و آرام  و بی دغدغه  و به شوهر خویش  در کشور امن و آرام و زیبای سوریه ، لبنان اکتفا و بسنده میکرد  و هیچ گاه سعی نمیکرد  که  برای شكست من ، ورشكست نمودن من ، پشت پا زدن وبزمین زدن ،  غلبه بر من از هر ابزاری و هر شیوه ء نامناسبی استفاده کند ، از رفتارهای  احساسی و عصبی – کینه توزانه  - تطمیع و  اغفالگرانه گرفته تا ترفند های زیرکانه وموذیانه ی  زنانه و رفتارها و حرکات و اقدامات تخریبی و با نارو زدن و  دور زدن من – غربت بازی – چپاول و سرکیسه کردن من یا خانواده ام  ره صدساله را او هم به تقلید از سایر مفسدین اقتصادی كشور یک شبه طی کند .

‹‹ الحیاء لایاتی الا بخیر : شرم و حیا ء جز خوبی و نیكی بهمراه ندارد . ››

معرفت در گرانیست به هر كس ندهند                    پر طاووس قشنگ است بهر كس ندهند

همسر من (زهره . ی ) كه پس از فوت مادرش ، كهولت و سن بالا و خانه نشین شدن پدرش حالا دیگه تمام شرم و خجالتش ،  حجب و حیاش ریخته ، عفت و پاكدامنی را ، خانه داری و بچه داری و شوهرداری را علافی بیهوده ، عقب افتادگی و تحجر،  اسارت و بردگی  ، حمالی و نوكری میداند وهفت رقم آرایش و بزك مالی كردن وهر روز با یكی لاسیدن و  بی بند و باری و اختلاط را با كلاس بودن  و متمدن بودن ،  زنی خر مهر و بی عاطفه و گوسفند صفت  كه ادامه ء بقا ء و حیات ، داشتن زن و كار و زندگی  را از من سلب ومحروم نموده  و زنانی جون او که از مادری فقط واژه ء مادری  و زن بودن را با خود یدک میکشند   وتهی ازهر عشق و  مهر وعاطفه ء مادری , گذشت و ایثار و فداکاری هستند , زنانی  بی ثبات وبیقرار ،افسونگر و اغفالگر ,  آوارگانی جوینده ء مردان داغ و لارج ، عشق و لذت های  جدید  كه اصلا " پایبند و وابسته ء شوهر و زندگی و بچه  نمیشوند  تا  بتوانند دریابند آیا آن فرد و زندگی  خیر یا سود ومنفعتی بحالشان دارد یانه  دخترش را در حساس ترین ، مهمترین مقطع و برهه از زندگیش  درست زمانیكه باید اساس شخصیت  وتربیت او بكمك پدر ومادر با صبر وشكیبائی ، وسواس ودقت نظر پی ریزی میشد  وشدیدا"  به مهر وعاطفه  ،آغوش ونوازش ، مهر ومحبت توام پدر ومادر خود ،تربیت و آموزش آنان ،  كانون گرم خانواده اش نیاز دارد  به بهانه ء رسیدن به مهریه (ثروتی باد آورده ) ، شهرت و موفقیت , ثروت و وجاهت  , راحتی و آزادی  رها كرد آیا این عمل  وی بدین معنا نیست كه او فرزند خود را در قبال وعده ء گرفتن مهریه یا  رسیدن به ثروتی باد آورده قربانی ، مبادله و معاوضه نموده است ؟

او امروز فرزند 12 ساله ء خود را به عشق وسودای رسیدن وگرفتن  سکه ومهریه ( ثروتی باد آورده ) , راحتی و آزادی  رها كرد ه و هنوز  حاضر نشد ه که  او را به مهریه ترجیح دهد آیا جه ضمانتی وجود دارد اگر حضانت فرزندم بر عهده او میماند  یا از بنده سلب و به او سپرده شود فردا به دلایل  دیگری فرزندش را بهنگام درد وبیماری , محنت و سختی و ... رها نكند ، زیر دست وپای محرم ونامحرم  نیندازد وعمر خود را همچو من صرف ووقف  مادری و پرستاری ، آموزش ، تربیت صحیح و درست دخترش كند  ؟ آیا ضمانتی هست او را دوباره قربانی و فدای هوسبازی ها و بوالهوسی ها ، امیال وآرزوهای جاه طلبانه ء خود نكند ؟در قبال وعده ء گرفتن پول و ثروت به دیگری واگذار نکند ؟ او را زود هنگام عروس نكند ؟ او به فرزند و پدر فرزند خود رحم نكرد آیا ضمانتی هست پس از ازدواج با مرد دیگری دقیقا" همین بلا را سر او هم نیاورد و به او وفادار و پایبند باشد ؟

آهنی را كه موریانه بخورد                     نتوان برد از او به صیقل زنگ

قطعا" اگر زنی نتواند همسر  وفاداری برای شوهر خود و مادر خوب و دلسوز و با عاطفه و ایثار گری برای فرزندش باشد  با طلاق و جدائی  اصل صورت مسئله حل نمیشود زیرا  شوهر عوض کردن یعنی عوض کردن مشکل

او مادری هست كه بین دو گزینه :

1-      نه سوختن بلکه ماندن وساختن آینده ای بهتر به عشق فرزند و بخاطر سرنوشت فرزند

2-       آزادی ، رهائی ، دانشگاه ، شهوت ، شهرت و ثروت .

 بدون تامل و تفكر بلافاصله گزینه ء دوم را انتخاب كرده است و با اسیر و آواره نمودن من در ایران ،  آسیب هاو ضرر و زیان  های شدید  روحی وروانی وضرروزیان های  اقتصادی و معنوی فراوان نه تنها بمن وخانواده ام بلكه به فرزندش وارد  نموده حال اگر حضانت فرزندم بدو سپرده شود  او جگونه میتواند برای او مادری پر مهر وعاطفه  ، الگو و سرمشق و راهنمای خوبی باشد ؟   آیا دختر من امروز كه نونهال و نوجوانی  12 ساله  است به حضور و بودن مادر و آغوش مادر و نوازشهای مادرانه بیشتر از هر زمان دیگری  نیازمند است یا آن زمانیكه من با سعی وتلاش و زحمت خود به تنها ی او را بسن  18 ،19سالگی دوران جوانی  و .... رسانده ام  ؟ او امروز كه نوجوانی 12 ساله شده  است می پرسد : با با جرا تاوان سهل انگاری ، بی توجهی دیگران را كه در سن پائین و 15 سالگی مادرم را عروس كردند را من باید بدهم ؟ جرا تاوان اینكه مادرم شما را از اول دوست نداشته و نمی خواسته  ، بزور تحمل میكرده وهمش دنبال راه فرار می گشته را من باید بدهم ؟ بابا گناه من ، تكلیف من جیست ؟ من هردوی شما را میخواهم ؟جرا اگر بچه نمیخواست پس بچه دار شد ؟جرا تاوان اینكه بچه نمی خواسته را من باید بدهم ؟ مگه من به پای خودم و به میل واراده ء خودم تو زندگی شما  آمدم ؟   و ...

پدر را كوه مشكل هاست بر دوش             پدر آتشفشان سرد وخاموش

پدر میعاد گاه اشك ولبخند                          پدر محكم پدر كوه دماوند

پدر جاری پدر نبض حیاتم                 پدر آنكس كه می بخشد ثباتم

پدر تنها دلیل اعتبارم                           ببین باشد از او من هرجه دارم

پدر ابری كزو نیكی ببارد                 پدر بروی جشمم جای دارد

دلم از بهر دیدارش زند پـ ر                 مرا جون تاجی از گل ست برسر

پدربعداز خدا تنها پـناهم                      پدر دلگرمی من تكیه گـاهم

ندارم هیج ترس از پیج وخمها                 ندارم غصه بهر بیش و كم ها

پدر بودی همیشه نزد من كاش              پدر تا زنده هستم پیش من باش

 

 از مردی تا نامردی ، از عفت و پاكدامنی  تا بی عفتی فاصله فقط یك قدمه ، حال اینگونه زنان ومادران پرشرو شور ، داغ و پر آتش ، بوالهوس و شهوت پرست ، خود پرست و شكم پرست  ، آشوب طلب و تنوع طلب ، جنگجو و ماجراجو ، خودسر وخودرائی كه بیك مرد و شوهر قانع و راضی نیستند و طمع رسیدن به اوج لذت و شهوت ، شهرت وثروت باد آورده ، مدركی دانشگاهی  ، تشكیل زندگی شاهانه و ... آنان را كر وكور كرده با كلاه شرعی عقد موقت و صیغه ، هر روز در آغوش یكی هستند ، جگونه میتوانند خود را مادرانی پاكدامن ، با مهر وعاطفه ، وفادار و فداكار ، از جان گذشته ، ایثارگر و عاشق  فرزند بپندارند ؟

با رعایت ادب و احترام نسبت به همه خانم ها ی محترم و آقایان گرامی و رعایت عدالت و انصاف بنده هیچ قصد جسارت و اساعه ء ادب به آنانی  كه نجیب و پاكدامن هستند بخاطر بچه و بخاطر حفظ آبرو حیثیت و نجابت خود ، شوهر و ناموس و زندگی  خود و . . .  . با همه كمبودها و سختی ها میسازند و میسوزند و دم بر نمیارن وآبرو داری می كنند را ندارم بلكه آنان را ستایش می كنم ، مخاطب من آن زنی هست كه جند دست تو دست و بال مردهای مختلف هی دست بدست گشته و دستمالی شده ، زنی كه دوبار ازدواج كرده دو جور بجه دو مدل بجه درست كرده  و بازبه دنبال صید و شكار مرد سومی  هست ، زنی كه شوهر و فرزندش را بامید آینده ای بهترو زیباترو شاهانه تر   رها كرده ، هست آیا اینگونه زنان میتوانند همسر خوب و مادر خوبی از آب در آیند ؟ زنی باشد كه شوهر بعدی  را صادقانه  با نجابت و پاكدامنی ، صفا و صداقت و راستی دوست داشته باشد ؟ آرام و رام ، مطیع و سربزیر زندگی كند ؟  به شوهر خالصانه عشق بورزد ؟ وفا كند ؟ خدمت كند ؟لذت و آرامش ببخشد ؟ و  ....  ضامن سلامتی نسل و نژاد آدمی  و حافظ مال و آبرو وحیثیت آدمی باشد ؟

 ‹‹ ما رفع امرءا کهمته و لا وضعة کشهوتة  ››

هیچ چیز مانند همت، انسان را بالا نمی‏برد و هیچ چیز مانند شهوت،انسان رابر زمین نمی‏زند.

 

 چگونه ممکن هست  جنین زنی که هنوزهم نمیداند کیست  و از زندگی جه میخواهد و جه مسئولیتی و تعهدی در قبال فرزند و شوهرش دارد بفهمد و بتواند که دیگری از او جه میخواهد ؟ چگونه ممکن هست جنین زنی  که از افزایش لحظه ای و سرسام آور  سكه و طلا شادمان و پایكوبان  هست و بگرفتن مهریه و ثروتی هنگفت و باد آورده دلخوش و امیدوار و هنوز تکلیف خود را با زندگی اش ندانسته ، هنوز م در فراق و هجران فرزند همجون من كه روزگاری  در فراقش دل تنگ و بیمار ، بیخواب و بی خوراك  و ماتم زده شده بودم او هنوز م بعد از گذشت 4 سال نشده و هر روز  به دنبال مد و عطر ،  برق لب و رژ لب جدید و عشق و سرگرمی ها و تفریحات جدیدی میگردد بتواند نیازهای عمیق انسان دیگری را درک کند یا بر آورده سازد ؟ جنین زنی که هنوز خود را نشناخته واقعا " و انصافا " جطور میخواهد مرد دیگری را ، درد و نیازهای او را  بشناسد ؟ به مرد دیگری خدمت کند ؟  از عشق نداشته اش او راسیراب كند ؟

 یكی با توسل به نذرو نیاز, واسطه ورمال و دعا نویس یا صرف هزینه های كلان پزشكی در آرزو و حسرت ازدواج و شوهر كردن و مادر شدن  میسوزد   ودیگری  هم همچوزهره مادر فرزند من زنی که بغض و کینه و نفرت – خودخواهی و مهریه مطالبه کردنش – بر علیه من حکم جلب گرفتنش ، موذی گری هایش لذت داشتن و جشیدن طعم زندگی آرام و آسایش و امنیت و .... را از من سلب نموده است ، گرفتار برزخ غرور جوانی و بازیجه ء امیال وخواسته های دوخواهر مطلقه ء چون خود شده اسیر آتش خشم و انتقام جوئی ، هوی وهوس و شهوت شده دائما با لجاجت و ناسازگاری ، سحر و دعا و جادو جنبل ، موذی گری و .... بی آنكه به فرزندش كه همراه من است بیندیشد   سعی میكند بهر ترفند ونیرنگی  كه شده زندگی و دنیا را بكامم تلخ و زهر نماید .

 

جنین افرادی هر جند كه ممكن است روزگاری دجار عذاب وجدان ، احساس گناه وندامت وپشیمانی شوند اما آیا فردا آه و اشك و ناله ، عذر و پشیمانی او جوانی و گذشته تباه شده ء من و فرزندش ، محرومیت او از مهر وعاطفه و آغوش و ناز ونوازش مادری را جبران میكند ؟ خیر ، هرگز زیرا بعقیده ء من  این احساسی كاملا " زود گذر و مقطعی خواهد بود  وهیج گاه نخواهند توانست با تغییر وتحول و اصلاح خود كام در مسیر صحیح بگذارند .

جنین مادری چون زهره كه امنیت ، آرامش ، محبت و همه لذت های خوب و طبیعی را از من و فرزند خویش به دلیل و عذر و بهانه ی شرعی اخذ مهریه ، ادامه تحصیل و اخذمدرك دیپلم و ادامه تحصیلات دانشگاهی و ... سلب نموده است آیا جنین مادری با جنین مشخصه های كه پیشترنیز عرض شد و بیش ازچهار سال میگذرد که آرامش وصبر و متانت , خونسردی و  خویشتن داری  روحی وروانی مرا برهم زده و از من وخانواده ام سلب نموده و مرا  به انجام اقدامات تلافی جویانه ء خونین و مجرمانه ء قتل و كشتن تحریک میکند , مبتلا به ضعف اعصاب و معتاد به  مصرف داروهای آرام بخش هست میتواند مادری بهتر از سهیلا  كه فرزند پنج روزه اش  را بشكلی فجیع مثله نمود و آوازه اش حتی در بین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیزپـیچید ه باشد ؟

‹ سهیلا مادری هست كه پسر پنج روزه اش را سربرید و سپس در خونسردی كامل  وبدون هیج احساس ترس و ترحم وگناهی  بدن آن نوزاد بی گناه را مثله نمود  ، با مردان بسیاری رابطه ء جنسی برقرار نمود  ودر جواب قاضی كه از او پرسید  جرا فرزندت را مثله كردی ؟ جواب داد : بخاطر اینكه آدم كشی را بهتر تجربه كنم ( روزنامه خراسان جهارشنبه 29 مهرماه 1388 )     جنین زنـــانی ، مادرانی بهره كش ، سلطه گر ، رقابت جو ، ستیزه جو كه میخواهند  با اخذ مهریه و نحله  و .... صدمه و آسیب زدن به دیگران به نابودی و ورشكستگی كشاندن و بزندان انداختن دیگری  برای خود رفا ه و راحتی ,آسایش و آرامش ،  زندگی كامل تری ،زیباتر و  بهتری ،نام و آوازه ای دست وپا كنند از نظر ساختارروحی و  روانی ، آسیب شناسی اجتماعی آیا اینگونه افرادبراستی  دجاربیماری سادیسم ،بیماریهای  روحی و روانی یا عقده هاو حقارت ها وكمبودهای  حل نشده نیستند ؟

 ‹‹ كسی كه از راه به منزل نرسد از بیراهه هم به منزل نمیرسد  ››

افسردگی  و غم واندوه شدیدی که در چهره و زندگی  دوستانم ,  اطرفیانم و سایرپسران و  مردان جوان و  قربانیان مهریه موج میزند و عشق به میهن  و همه پسران و دختران  وطنم علیرغم وجود همه ملامت ها و مرارت ها ، رنج ومحنت ها ، فقر و بیكاری ، غربت و تنهائی در هجوم سیلاب اشك هایم مرا بازهم ترغیب و تشویق به نوشتن میکند شاید سرگذشت تلخ زندگی من درس عبرتی برای  جوانان درشرف ازدواج باشد ، شاید چراغ راه زندگی دیگران باشد، شاید موجب بیداری و هوشیاری و بخود آمدن جوانی شود و من را بعنوان نگارنده این  نوشتار  به این باور محکم و مطمئن رسانیده که اینگونه زنان وبالخص بیوه زنی    این گونه خوش ظاهر و ظاهر فریب ، باجنین روحیه ء متهورانه و جنك آوری بالاو با چنین عقده های بدخیم  نه تنها صلاحیت مادری  وسرپرستی حتی لحظه ای   دختر مرا ندارد بلكه لایق و شایسته ء ازدواج مجدد و همسری و زناشوئی هیج مردی  نیز نیستند وبه عقیده من ‹‹ اینگونه زنان  جون شتر چموشی هستند که هر که بر آن سوار شود یا چو من بلغزد و بیفتد  یا هرکه با آنان همراه شود بازنده و بیجاره وگمراه گردد . ››

 اگر اینگونه نیست و اگر من در اشتباهم پس چرا با تمسك به قانون ، عرف و شرع  و...  و یا از طریق پرداخت رشوه ، بی عفتی و  تن فروشی ، تبانی و تطمیع مامورین ،ضرب و شتم مرد , بازداشت و حبس و زندانی نمودن  مرد , جابجائی پرونده از شعبه ای به شعبه ء دیگر ،  تهدید ، تحقیر ،توطئه ،  تحریك وبه فلاكت كشاندن مرد، جبر وزور ،غربت بازی و كولی بازی ،پارتی بازی و مغلطه بازی ،بازیگری و اشك تمساح ریختن ، توسل به سحر و دعا و جادو ،   باج گیری ، اخاذی ،  كلاشی به  اخذ مهریه و سركوب و كنترل و تغییراوضاع و شرایط به نفع خود می پردازند ؟؟؟؟

 ‹‹ وقتی در جامعه ای یك نفر كشته میشود تمام اعضای آن جامعه  مسئول و مقصر هستند . ››

( داستا یوسكی )

بنی آدم اعضای یك پیكرند            كه در آفرینش زیك گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار           دگر عضوها را نماند قرار

آیا به باور و عقیده ء شما وجود اینگونه زنانی چون سهیلا و زهره ، ی  مادر فرزند  من که دیگر امثال آنان امروزه در جامعه ء بحران زده ء ایران کم نیستند و بسیارند ،  باعث ننگ ، خفت و خواری و بی ابروئی دختران عزیز ایران زمین وهمه ء ایرانیان در نزد سایر ملل و جوامع , ترس و هراس مردان از زنان و فرار از ازدواج ,  کاهش ازدواج و بانی و باعث افزایش جرم وبزهكاری ، ایجاد جو رعب و وحشت ، بدبینی و بی اعتمادی در جامعه و ...  . نیستند ؟ 

زهره

دم از عشق میزدی عشقت مشخص شد     دم از مهر میزدی مهرتم عیان شد

خوشا كه زود مكرت بر ملا شد            نقاب ز جهره ی زشتت كنارشد

 

شما در این رابطه چه تجربیاتی دارید و جه می اندیشید ؟

مشتاقانه منتظر ارسال و دریافت خاطرات – زندگینامه ها – تجربیات  و مقالات – نظرات و  دیدگاه های شما در این رابطه به آدرس ایمیل زیل هستم .

Email:mehreh@rocket mail.com

 

نخواهی که باشد دلت دردمند      دل دردمندان برآور زبنـد

ره نیک مردان آزاده بگیر     چه ایستاده ای دست  افتاده بگیر

 ‹ سعدی ›

 

مهدی سابقی فر

یک پدر و یکی از هزاران قربانی مهریه

آبان ماه  سال 1389- ایران

مملکت  به اصطلاح امام زمان , مدینه فاضله , قبله گاه اول مسلمین جهان ایران

ایران مترقی و متمدن و مردم سالار! !

 

 

 

 



ارسال توسط مهدی سابقی فر
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin